
کلا بهشون ک فک میکنم ی آشغال پسندی خاصی تو خودم حس میکنم...
ادامه مطلب
فک کردم دلتنگمی ک پیام دادی تو پی وی پرسیدی کی وقت خالی داری فک کردم میخای ز بزنی حالمو بپرسی نگو کارم داشتی یادم افتادی! تا این حد ازت توقع نداشتم. توقع اینم نداشتم ک بگی خیلی آسونه ولی خیلیاشو یادم رفته...
ادامه مطلب
چون اون درک میکنه اونم همینو میخاد تهشم ترامپ میشه رئیس جمهور امریکا و رز آبی میمیره...xa0...
ادامه مطلب
از من دلخوره ک خبر نمیگیرم منم دلخورم منم هر روز خستم فقط من اینا برام عادیه روتینه بی اهمیته حیف وسط بی حوصلگیام افتاده...
ادامه مطلب
کاغذ عطریه رو بو کردم ی استرس وحشتناک پیچید تو وجودم. پرتش کردم تو جوب اب. دستم بوشو گرفته بود. سوار ماشینه شدیدم. دوباره اون حس. قلبم تیر کشید. از ماشین پیاده شدیم دستمو گرفتم جلو صورت ریحان گفدم بوش کن. میفهمی؟ چی یادت میاد؟ گفت آشناست. گفتم باشگاه؟ گفت عه اره... + باشگاه همون ساعته هشت همین موقعای سال. گوشیم از هفت و نیم ز خورده بود. سه تا میس کال و چند تا پیام. مهلا اونور میدون منتظرم. ز میزدم میگفتم دارم لباس میپوشم میام. میرفتیم. ریحانو میرسوند خابگاه. اونور خیابون جلو بستنی فروشیه. نگام م...
ادامه مطلب
و تهش اینکه فردا هشت صب و لیزری ک ازش لذت نمیبرم و ... سه شنبه ای ک .. بیخیال...
ادامه مطلب
دوس دخدرش منو میبینه تو دانشکده، دقیقا مسیرشو عوض میکنه میاد تو میدان دید من قدم میزنه وایمیسته حاجی وات د فاز واقعا؟!!...
ادامه مطلب
پام درد میکنه :(xa0 دقیقا همونجایی ک پایه پنکه خورد روش هم میسوزه هم درررد میکنه تحمل میکنم :)...
ادامه مطلب
پُرم پُر.. پر از ی حسای عجیب پر از ... خدایا ......
ادامه مطلب
از دیده مرو ک می رود نور...
ادامه مطلب
ژست بیخوابی و منگی واسه من نگیر دوباره کسی ک جلوت نشسته عصبی و لت و پاره...
ادامه مطلب
بیا ی کاری کن ب ی دختر پونزده ساله بگو، باهات راه میاد باور کن 21 سالمه :/...
ادامه مطلب
اینقد دلم دیشب برا بابا تنگ شد و امروز پشت تلفن اینقد باهام شوخی کرد مگه داریم بهتر از این صبح خدایا شکرت + خدایا از عمر من کم کن ب عمر مامان بابام اضافه کن...
ادامه مطلب
ب این فک میکنم ک دوشنبه ها پنج تا هفت تنها عمومی دارم اونم فنی یک بعد فک کن برم سردر فنی سوار سرویس شم.. قلبممممم درد میگیره درررد...
ادامه مطلب
عای عم سر کلاس هسته ای رایت نو :|...
ادامه مطلب
اینجوری بود ک هوا خیلی ابری و سرد بود میدونستم خطریه ولی باز رفتم ب کسی چیزی نگفتم... تا اونجا دویدم، هوا داشت بدتر میشد... تنها بودم دور خودم میگشتم. برخلاف فکرم اونجا شلوغ بود خیلی شلوغ اما انگار من غریبه بودم، آدمای عجیب و غریبی بودن... من سرگردون بودم داشتم میرفتم بالای سد یکی سرراهم اومد گفت بیا با هم بگذرونیم تنهام و ... قصد بدی داشت ی مشت فحش بارش کردم و دویدم رفتم بالا... طوفان شده بود آب سد میومد بالا... هرکسی تو حال خودش بود و من اینقد درگیر بودم کسیو نمیدیدم اومدم پایین قصد کردم برگرد...
ادامه مطلب
من و مامان و بابا : من : واااای اون پسره چه خوبه بابا: کدوم؟ من: اون دیگ بابا: لبخند مامان: کوفت من(چند دقیقه بعد ک میبینمش) : واااااای عاقامون مامان: کییی؟ کوش؟ من: همون پسره دیگ بابا با صدای بلند میخنده :))) + من اصلنم خل و چل و ملیجک نیستم...
ادامه مطلب
با خنده و شوخی ی جوری حالشو گرفتم ک گه نخوره زر زر کنه جلو من از قول یکی دیگ ب همین سادگی...
ادامه مطلب
بین این همه سیما بینا و چارتار و علی زندوکیلی و محسن یگانه، ب طرز وحشتناکی رپ گوش میدم اینروزا......
ادامه مطلب
حرفاشون تازیانه س رو روحت ک رامت کنن xa0 ولی تو اهلی نشو... روحت قوی تر از جسمته میتونه تربیتشون و تازیانه رو با دندوناش بشکنه ولی یادت باشع همیشه تازیانه هست... همیشه xa0 + از marone.blogfa.com...
ادامه مطلب