حق توام نیس این حجم خوشی الانت... و بنظرم فعلا خدا بنفع تو سکوت کرده... بهرحال ک مهم نیس سیک.تیر و این حرفا
فقد گه تو ذاتت و لعنت ب شیری ک خوردی
+ اره خوب میدونم، متقابله... نه من واسه کسی مهمم نه کسی واسم.. ب درک
+ اینام تموم میشه مث همه وقتایی ک تا حد مرگ رفتم و نمردم !
+ همش ی مشت تلقین چرت ه وگرنه هیچ خبری نیس و زندگی ب تندی جریان داره
+ آخه من نمیخام اونو امشب ببینم، اما اگ ببینمش بش سلام نمیگم گه خورده
+ اه بعضی وقتا جای گل گرفتن دهن بعضیا باید گه بگیری درشو .. والا
+ یعنی لعنت ب من ک اینجوری میشه درس نمیخونم
+ عصبیم خیلییی
+ گه تو اون شهر و اون دانشگاه
+ عاقا با لیزر حال نمیکنم خب اصن با درس حال نمیکنم اه
من فقد میتونم بشینم رو ی مبل راحت پاهامو بندازم رو هم و در مورد انفجار هستی و جهان موازی و ماده تاریک
و سیاهچاله و هسته اتم، ورای کلاسهای مزخرف جامد1 و نجوم و شاید پلاسما و هزار تا مزخرف دیگ، فکر کنم و فکر کنم
و با چشمای باز تصویر همشو ببینم و از رو تصویر توضیح بدم، بیخیال یخ شدن چاییم یا حتی یا حتی آب شدن بستنیم...
+ اینقد پاهام درد میکرد با یازده سانت پاشنه عین پنگوئن های حامله راه میرفتم...
___ گودزیلای سر لوکوموتیوی ___...