از موهای پسرایی ک میبینم کوتاه تر شده
فرقمو کج میکنم موهامو میدم سمت راست،
اون دورنگی بالای موهام تو نور بیشتر ب چشم میاد
ی رنگ روشن وسط خرمایی ...
و فکر میکنم ب بیست و یک سالگیه سخت و سنگین و خشنی ک با سیلی و درد و خیانت شروع شد
موهای لختی ک با خیانت ب قیچی سپرده شد
ناخون های مربعی ی ک معمولی و بدون سوهان کوتاه شد
و همه چیزایی ک ریخت بهم...
الان جای من یکی دیگ با همون آدم وسط عاشقونه هاشه
نمیدونم واقعا نمیدونم مث رفتاراش با منو داره یا نه
وقتی لوس میشه میگه بهونه نگیر، وقتی دلش تنگ میشه میگه درک نمیکنی، وقتی براش عاشقونه مینویسه میگه من حال روزم از این چیزا خارجه، یا وقتی فقط برا خودش میخادش میگه بیخودی گیر میدی..
نه از همون رز آبی معلوم بود... اونو دوسش داره طوری ک واسه من نبود...
تو بیست و ی سالگی ه کسی اینجوری نیش زدن بخدا ظلمه... بخدا درده... نکنین..
رها رها رها من...
___ گودزیلای سر لوکوموتیوی ___...ما را در سایت ___ گودزیلای سر لوکوموتیوی ___ دنبال میکنید
برچسب: کلافه منصور,کلاف مویرگی,کلافه متین معارفی,چرا کلافه می شویم,متن کلافه قمیشی,متن کلافه رضا صادقی,معنی کلافه,متن کلافه سیاوش,متن کلافه شدن,معنی کلافه شدن, نویسنده: بازدید: 176