
لعنتی دوباره پشت ی میز با هم چای بیسکوییت میخوریم درس میخونیم منو نترسون از اینااااا...
ادامه مطلب
بذار فقط خدا بدونه......
ادامه مطلب
همین الان از بیمارستان رسیدیم خابگاه شب عجیبی بود بعد ثبتش میکنم الان با وجود نیاز شدید ب دوش آب گرم فقط تونستم دست و صورتمو بشورم و نماز بخونم و کویر کویر کویر......
ادامه مطلب
حساسیت مزخرف گه توت! + آنتی هیستامینم تموم شده دوروزه کلافه م :(...
ادامه مطلب
شکنجه ت کنن ولی تو مبادا آخ بگی......
ادامه مطلب
- وااای مهلا چقد از پشت ریزه ای + ... :) شاید واسه اینه ک موهامو نمیتونم از پشت ببندم - نه کلا کوچولویی، شونه هاتم کوچولوعه آخییی + :) - اینو مطمعنم ک با ی پسر ترک ازدواج نمیکنی! + هوم؟!! :o چ ربطی داره؟ - آخه مردای ترک دختر ریز دوس ندارن! + :| خب چیکار کنم؟ اصن چ ربطی داره؟ مگه میخان لباس بخرن ک سایز بگیرن کوچیک یا بزرگ؟!...؟! - نه کلا! + هه ... ههههه {تو سرم میگذره} : خب چ اهمیتی داره دختر ریز و درشت؟ یا مرد ترک و فارس؟! اصن چ اهمیتی داره ک من چجوریم؟ من ک واسه خوشایند کسی نمیتونم جوری باشم! ک...
ادامه مطلب
هووووف گند زدم گند بش گفدم اگ نامزدت فیلم پورن ببینه مشکلی نداری؟ گفت نه میدونم ک میبینه! گفتم دعوا کردی باش؟ گفت نه! گفتم بعد ازدواج اگ ببینه؟ گفت مشکلی ندارم خب... گفتم وااااقعا؟ گفت اره چیه مگه؟ خاستم براش توضیح بدم ک اون پسره ها! گفت همش ب احساسش بستگی داره وگرنه ب س ک س ک همه پسرا فک میکنن سکوت کردم ... نمیدونم... اینقد پسره رو دوس دلره ک نخاد ب اینا فک کنه ک ب حرفای من فک کنه!xa0 فقط ی چی گذشت تو سرم اونشب و اون نیشخند پشت گوشی ک میگفت هه تو مطمعنی؟!... نه نه نه دیگ نیستم... همینجا یکی کنا...
ادامه مطلب
اینجوری بود ک هوا خیلی ابری و سرد بود میدونستم خطریه ولی باز رفتم ب کسی چیزی نگفتم... تا اونجا دویدم، هوا داشت بدتر میشد... تنها بودم دور خودم میگشتم. برخلاف فکرم اونجا شلوغ بود خیلی شلوغ اما انگار من غریبه بودم، آدمای عجیب و غریبی بودن... من سرگردون بودم داشتم میرفتم بالای سد یکی سرراهم اومد گفت بیا با هم بگذرونیم تنهام و ... قصد بدی داشت ی مشت فحش بارش کردم و دویدم رفتم بالا... طوفان شده بود آب سد میومد بالا... هرکسی تو حال خودش بود و من اینقد درگیر بودم کسیو نمیدیدم اومدم پایین قصد کردم برگرد...
ادامه مطلب
من مهلام! علیرضا نیستم ک غذایی ک دوس ندارمو واسه ناهار نذارن جلوم! مامان از همون اولم پسرشو ی جور دیگ میخاست!...
ادامه مطلب
اهمیتی نداره ک کی فیلما رو ریخته مهم اینه ک الان دست منن :)))xa0 اهل فیلم و انمیشن دیدن نیستم زیاد اما بعد مدت ها نشستم دانشگاه هیولا ها رو دیدم فک کنم علایم فراموسونری زیاد داشت اما حال داد :)))...
ادامه مطلب
حوصلم سر رفته، خسته م خوابم میاد برا همینم کلافه م :( با این سنم وقتی خابم میاد غر میزنم سگ میشم :( علیرضا داره اسم فن های تکواندو رو بلند بلند میخونه، پتانسیل اینو دارم برم پامو تا زانو بکنم تو حلقش :| آخ دلم یه کیسه بوکس میخاد اینقد مشت بزنم ک دستام کبود شن از درد اما کیسه بوکسمون تو انباری خاک میخوره جایی نصب نیست :/ هووووف دلم عجیب گرفته... اصن بعید میدونم با خوشنویسی و کوزه رنگ کردن خوب شه ی کار ترسناک و خفن میخام ی چی ک از ته دلم با همه وجودم درگیر هیجانش شم حس میکنم واقعا اروم میشم اینجور...
ادامه مطلب
زین همهمه و غوغا فریاد مکن ای دل ... xa0 #چه خوبه شعرش...
ادامه مطلب
خب تهشم نه مینا نه ستایش و معرفت و مهتاب و سبا.. ته همش شد مریم... میگن جوش اوکی نیس... فقط خدا بهم صبر بده... و بتونم بسازم... تختمم بالاست... اهمیتی نداره یعنی الان دیگ هیچی اهمیت نداره اصن من ب هیچی اعتراض ندارم، کار خودمو میکنم مهم نیس دیگ هیچیییی هییچی... اینکه اونجا جوش خرابه، اینکه کنارش آبشاره، اینکه نادر جلوش عکس انداخته، اینکه لاشی قبل من بلدش بود #من خسته شدم از ادما و طعنه هاشون خسته شدم از اومدن و رفتناشون اره خدا جون هیچی مهم نیست... :) اگ بتونم حتما میرم ی ورزش سنگین.. چقد دیر ب ر...
ادامه مطلب