___ گودزیلای سر لوکوموتیوی ___

متن مرتبط با «مهمانی» در سایت ___ گودزیلای سر لوکوموتیوی ___ نوشته شده است

مهمونی

  • نیلوبلاگ

    امروز و مهمونی... + کلی نگران بودم فازشون ب من نمیخورد مهم نبود من نمیتونستم باهاشون گرم بگیرم و البته هیچ دلم نمیخاست تو اون جمع چادرمو دربیارم و موفقم بودم + خدایا مرسی ک مرهم تک تک نگرانیامی این روزا... اینکه همشونو داری دونه دونه راس و ریس میکنی، من فدای تو بجای همه گلها تو بخند تو بگیر تو ببند تو بمان با من تنها تو بمان... + از من میپرسن شوهرش زشت بود خوشکل بود؟ فک میکنم ب اینکه اون و شوهرش سه ساعت تمام مبل روبرویی من بودن و تو چشمم اما من فقط یادمه تیشرت دختره مشکی بود و مث اینا ن چشای دخد...

    ادامه مطلب