
از من دلخوره ک خبر نمیگیرم منم دلخورم منم هر روز خستم فقط من اینا برام عادیه روتینه بی اهمیته حیف وسط بی حوصلگیام افتاده...
ادامه مطلب
کاغذ عطریه رو بو کردم ی استرس وحشتناک پیچید تو وجودم. پرتش کردم تو جوب اب. دستم بوشو گرفته بود. سوار ماشینه شدیدم. دوباره اون حس. قلبم تیر کشید. از ماشین پیاده شدیم دستمو گرفتم جلو صورت ریحان گفدم بوش کن. میفهمی؟ چی یادت میاد؟ گفت آشناست. گفتم باشگاه؟ گفت عه اره... + باشگاه همون ساعته هشت همین موقعای سال. گوشیم از هفت و نیم ز خورده بود. سه تا میس کال و چند تا پیام. مهلا اونور میدون منتظرم. ز میزدم میگفتم دارم لباس میپوشم میام. میرفتیم. ریحانو میرسوند خابگاه. اونور خیابون جلو بستنی فروشیه. نگام م...
ادامه مطلب
دوس دخدرش منو میبینه تو دانشکده، دقیقا مسیرشو عوض میکنه میاد تو میدان دید من قدم میزنه وایمیسته حاجی وات د فاز واقعا؟!!...
ادامه مطلب
پُرم پُر.. پر از ی حسای عجیب پر از ... خدایا ......
ادامه مطلب
تنهایی برو جلو تو تا ابد تنهایی... xa0...
ادامه مطلب