
ب ی سریام باید گفت باشه شما اکس و زید و بی اف دار و این رل ما تنهای بدبخت همیشه ول از سرما یخ بزنه با رفیق هم جنس کافه بروِ سینگل ب گور + گه تو این خز بازیاتون...
ادامه مطلب
کلا بهشون ک فک میکنم ی آشغال پسندی خاصی تو خودم حس میکنم...
ادامه مطلب
ثبت شود ک امشب قفسه سینه اش گیر بود و ب سختی نفس میکشید...
ادامه مطلب
فک کردم دلتنگمی ک پیام دادی تو پی وی پرسیدی کی وقت خالی داری فک کردم میخای ز بزنی حالمو بپرسی نگو کارم داشتی یادم افتادی! تا این حد ازت توقع نداشتم. توقع اینم نداشتم ک بگی خیلی آسونه ولی خیلیاشو یادم رفته...
ادامه مطلب
لعنتی دوباره پشت ی میز با هم چای بیسکوییت میخوریم درس میخونیم منو نترسون از اینااااا...
ادامه مطلب
ی هفته پیام بدی روز هشتم نده طرف نگرانت میشه نداریما من زندگی خودمم چپ نداشتم نیس...
ادامه مطلب
بارون پاییزم گل بگیر وقتی کل بارونای بهاری از پشت تلفن خودتو صداتو بغل کردم ولی اخریشو با یکی دیگ استارت زدی...
ادامه مطلب
همینجا بود نفس میکشید گرفتمش بغلم تکون خورد اشک ریخت یخ بودم داری شکنجه م میکنی لعنتی...
ادامه مطلب
اینکه ادم قد دنیا غم و غصه داشته باشه دلیل نمیشه نخنده اینقد بخند ک لپات درد بگیره اشکت بیاد. غصه همیشه هست کون لقش...
ادامه مطلب
ی روز چشمامو وا کردم نبودی دیدم سیل اومده «دنیامو» برده تو رویای ی دریا تو سرت بود «دلم دریا شد و {رفتی} [ندیدی]»...
ادامه مطلب
خدایا دستشو بگیر ولش نکن کمکش کن برگرده معجزه کن هر کاری خیانت کرد اما ی زمانی ... میرم بخابم از وقتی رفتم بیمارستان ی گوله شده تو گلوم اما باز قورتش میدم میخابم......
ادامه مطلب
دیشب ی دل سیر گریه کردم و غر زدم تهشم گفتم اره اصن اینهمه مخلوق داری چ دلیلی داره بخای ب من اهمیت بدی! بعدم عین ی بچه لوس احمق پشتمو کردم بش و خابیدم! صب پاشدم فقط میدونم آرومم. همه چیو میدونم اما فعلا ک آرومم... + ایمانمون تلقین نباشه...
ادامه مطلب
اینکه اینستاگرام و فیسبوک دیلیت اکانت کردم اینکه تلگرام روزی ی بار میرم توئیت میخونم و هیشکی بهم پی ام نمیده بجز وقتایی ک یکی جزوه میخاد یکی کتاب میخاد یکی از موضوع ارائه ها میگه این قشنگ و پربار حس حقیقی زندگی کردنو بهم میده حس اینکه عشق رل نیس دوستیا کامنت نیس نفس کشیدن هوای خنک الان ناب تر از لاکچری بودن بقیه س چ البته حس دعوت نشدن ب هیچ چالش و درد و کوفتی و درگیر زندگی بقیه نشدن حس خوبیه ک همه چیزی ک دارم و بش فک میکنم همین خودمم و خانواده م و فرفر و پرپر و فلق و خ ط و گاهی فهیمه و فایزه.xa0...
ادامه مطلب
کاغذ عطریه رو بو کردم ی استرس وحشتناک پیچید تو وجودم. پرتش کردم تو جوب اب. دستم بوشو گرفته بود. سوار ماشینه شدیدم. دوباره اون حس. قلبم تیر کشید. از ماشین پیاده شدیم دستمو گرفتم جلو صورت ریحان گفدم بوش کن. میفهمی؟ چی یادت میاد؟ گفت آشناست. گفتم باشگاه؟ گفت عه اره... + باشگاه همون ساعته هشت همین موقعای سال. گوشیم از هفت و نیم ز خورده بود. سه تا میس کال و چند تا پیام. مهلا اونور میدون منتظرم. ز میزدم میگفتم دارم لباس میپوشم میام. میرفتیم. ریحانو میرسوند خابگاه. اونور خیابون جلو بستنی فروشیه. نگام م...
ادامه مطلب
و تهش اینکه فردا هشت صب و لیزری ک ازش لذت نمیبرم و ... سه شنبه ای ک .. بیخیال...
ادامه مطلب
کی جواب اینا رو میده ها؟؟؟ کی؟...
ادامه مطلب
فهیمه داره گریه میکنه فقط میپرسم خوبی؟ نمیخام هیچی بپرسم نمیخام چیزی بگم میخام بخابم میخام قورت بدم بخابم...
ادامه مطلب
بیا مرهم زخمام شو کی بجز تو میدونه؟! کی بجز تو میتونه؟؟؟ تو ک بامنی همیشه چ تری چ لن ترانی...
ادامه مطلب
دوس دخدرش منو میبینه تو دانشکده، دقیقا مسیرشو عوض میکنه میاد تو میدان دید من قدم میزنه وایمیسته حاجی وات د فاز واقعا؟!!...
ادامه مطلب
ریحانه جان اخه تک تکشون فدای ی وجب فر موهات چ اهمیتی دارن ک حرص بیشعوریشونو میخوری عاخه؟ + نمیدونم چی بهمش ریخته الان......
ادامه مطلب