
لعنتی دوباره پشت ی میز با هم چای بیسکوییت میخوریم درس میخونیم منو نترسون از اینااااا...
ادامه مطلب
همینجا بود نفس میکشید گرفتمش بغلم تکون خورد اشک ریخت یخ بودم داری شکنجه م میکنی لعنتی...
ادامه مطلب
ی روز چشمامو وا کردم نبودی دیدم سیل اومده «دنیامو» برده تو رویای ی دریا تو سرت بود «دلم دریا شد و {رفتی} [ندیدی]»...
ادامه مطلب
امروز و مهمونی... + کلی نگران بودم فازشون ب من نمیخورد مهم نبود من نمیتونستم باهاشون گرم بگیرم و البته هیچ دلم نمیخاست تو اون جمع چادرمو دربیارم و موفقم بودم + خدایا مرسی ک مرهم تک تک نگرانیامی این روزا... اینکه همشونو داری دونه دونه راس و ریس میکنی، من فدای تو بجای همه گلها تو بخند تو بگیر تو ببند تو بمان با من تنها تو بمان... + از من میپرسن شوهرش زشت بود خوشکل بود؟ فک میکنم ب اینکه اون و شوهرش سه ساعت تمام مبل روبرویی من بودن و تو چشمم اما من فقط یادمه تیشرت دختره مشکی بود و مث اینا ن چشای دخد...
ادامه مطلب
چه میدونم شایدم مهلا ینی صبح ک بیدار میشی بگی خدایا؟ همچنان زنده م و ینی همچنان باید قوی باشم؟؟؟ خدایا میشه لطفا سبک تر ؟! حاضر شی وسط خنده ها با بچه ها بری دانشگاه وکلاس لیزر هشت و نیم و استاد از اپتیک بگه و تو یاد جزوه اپتیکی بیفتی ک اون برات شب تا صبح بیدار موند نوشت و ته دلت گوشتو محکم بپیچی ک درس گوش بده بعدم ی رب از کلاس سوال بپرسی و تهشم جوابتو درست حسابی نگیری... بعد از کلاس بری سالن مطالعه علوم پایه بشینی ب لرزش تنت غلبه کنی و چند صفحه فیزیک سه بخونی بعدم صداهای بیرون کلافت کنه و واسه ا...
ادامه مطلب
ژست بیخوابی و منگی واسه من نگیر دوباره کسی ک جلوت نشسته عصبی و لت و پاره...
ادامه مطلب
بیخیال باو تازه من فک میکنم این سوپرمارکته اونور بلوار هم دوس داشتن میفروشه! یا حتی اون لوازم آرایشیه، یا لوازم ورزشیه کنارش تازه شایدم اون اتوشوییه وقتی میخاد پولشو حساب کنه، بگه دوست دارم و تخفیف بده :))) والا بخدا این روزا دیگ عبارت دوست دارم و همه جا میشه پیدا کرد!! تازه بدترم میشه.. روزی ک همین سوپرمارکته پشت شیشه ش بزنه دوس داشتن حرااااج ، آف خورد و اینا......
ادامه مطلب
این ب کنار ک من قبلا از سوسک میترسیدم اما الان ک کف اشپزخونه ای خابگاه مسلولِ خر[!] میبینمشون مث قبل احمقانه جیغ نمیزنم و آروم میشینم نگاشون میکنم... دیشب ی دونشون تو سینک ظرفشویی، از اون سوراخی ک اب میره پایین و عین ی شش پره، یکی از اون خط های بین پر ها رو بغل کرده بود و مرده بود... واقعا چطور بهشون میگیم حیوون موذی؟ بیچاره ی مهربون!!!...
ادامه مطلب
نمیدونم چرا ولی دیگ هیچ علاقه ای ب اینکه رژ صورتی رو دو سه دور بکشم رو لبم و جلو اینه لبخند بزنم ندارم ترجیح میدم ی دور اروم رو لبم باشه و فقط صورتم از حالت مرده بودن دراد حتی هیچ علاقه ای ندارم ک ریملو دو بار بکشم رو مژه هام مژه هام فر بخور ترجیح میدم نرم فقط نقش شونه کردن و ی خرده مشکی شدن داشته باشه ی خرده الان از اینم خوشم نمیاد ک تو چشمم مداد بکشم زشت اورجینال بهتره خیلی بهتر خودمم لاقل ن واسه خوشایند کسی واسه خودم...
ادامه مطلب
ب این فک میکنم ک دوشنبه ها پنج تا هفت تنها عمومی دارم اونم فنی یک بعد فک کن برم سردر فنی سوار سرویس شم.. قلبممممم درد میگیره درررد...
ادامه مطلب
فردا و پیش بسوی خیلی چیزااا......
ادامه مطلب
آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست؟.....
ادامه مطلب