___ گودزیلای سر لوکوموتیوی ___

متن مرتبط با «چشمامو وا کردمو رفته بودی» در سایت ___ گودزیلای سر لوکوموتیوی ___ نوشته شده است

واسه بعد از مرگم

  • نیلوبلاگ

    ثبت شود ک امشب قفسه سینه اش گیر بود و ب سختی نفس میکشید...

    ادامه مطلب
  • چشامو وا کردم نبودی دیدم سیل اومده دنیامو برده

  • نیلوبلاگ

    همینجا بود نفس میکشید گرفتمش بغلم تکون خورد اشک ریخت یخ بودم داری شکنجه م میکنی لعنتی...

    ادامه مطلب
  • کجایی الان لعنتی، نبودی امشب واسم تو همون مسیر شادمهر بذاری

  • نیلوبلاگ

    ی روز چشمامو وا کردم نبودی دیدم سیل اومده «دنیامو» برده تو رویای ی دریا تو سرت بود «دلم دریا شد و {رفتی} [ندیدی]»...

    ادامه مطلب
  • ی حسی ک تو گوش خدا یواشکی بعد نماز بگی

  • نیلوبلاگ

    خدایا دستشو بگیر ولش نکن کمکش کن برگرده معجزه کن هر کاری خیانت کرد اما ی زمانی ... میرم بخابم از وقتی رفتم بیمارستان ی گوله شده تو گلوم اما باز قورتش میدم میخابم......

    ادامه مطلب
  • ناب واقعی

  • نیلوبلاگ

    اینکه اینستاگرام و فیسبوک دیلیت اکانت کردم اینکه تلگرام روزی ی بار میرم توئیت میخونم و هیشکی بهم پی ام نمیده بجز وقتایی ک یکی جزوه میخاد یکی کتاب میخاد یکی از موضوع ارائه ها میگه این قشنگ و پربار حس حقیقی زندگی کردنو بهم میده حس اینکه عشق رل نیس دوستیا کامنت نیس نفس کشیدن هوای خنک الان ناب تر از لاکچری بودن بقیه س چ البته حس دعوت نشدن ب هیچ چالش و درد و کوفتی و درگیر زندگی بقیه نشدن حس خوبیه ک همه چیزی ک دارم و بش فک میکنم همین خودمم و خانواده م و فرفر و پرپر و فلق و خ ط و گاهی فهیمه و فایزه.xa0...

    ادامه مطلب
  • واتس د پرابلم؟!

  • نیلوبلاگ

    دوس دخدرش منو میبینه تو دانشکده، دقیقا مسیرشو عوض میکنه میاد تو میدان دید من قدم میزنه وایمیسته حاجی وات د فاز واقعا؟!!...

    ادامه مطلب
  • خوابید

  • نیلوبلاگ

    هنوزم اینقد مهربون باشی ک ی پسر بچه با لمس انگشتات بخابه......

    ادامه مطلب
  • دیوس وار

  • نیلوبلاگ

    جزء بزرگترین ک×شر هایی ک پسرا میگن: من اگ میخاستم با کسی باشم تا حالا با خیلیا بودم :/ + گه میخورن باو...

    ادامه مطلب
  • شر و ورهای قبل خواب

  • نیلوبلاگ

    من دلم میخاد تا ته عمرم خودم باشم من هیچوقت سیاست دخترای دیگ تو رفتار با فرد مقابلو ندارم عزدواج واژه ترسناکیه ریسک مزخرف و پر استرسیه ترجیح میدم درگیر فیزیک خوندن و حافظ و سعدی خوندن شم تا درگیر ی ادم احتمالا گربه کور زبون نفهم! بدون شک بنیادی بودن کوارک ها پر اهمیت تر از شوهر کردن و قورمه سبزی پختنه! کسیم نیس ک بم بگه برق شریف چیه برق فقط برق چشات ک دلمم خوش باشه:))) هوف چقد نصف شبی دارم شر و ور میگم شب بخیر! خدا جونی کیس میس بغل بوس؛)))...

    ادامه مطلب
  • هوای این گریه داره بغضمو میشکنه... من مردمو دستای تو قاتل منه

  • نیلوبلاگ

    چه میدونم شایدم مهلا ینی صبح ک بیدار میشی بگی خدایا؟ همچنان زنده م و ینی همچنان باید قوی باشم؟؟؟ خدایا میشه لطفا سبک تر ؟! حاضر شی وسط خنده ها با بچه ها بری دانشگاه وکلاس لیزر هشت و نیم و استاد از اپتیک بگه و تو یاد جزوه اپتیکی بیفتی ک اون برات شب تا صبح بیدار موند نوشت و ته دلت گوشتو محکم بپیچی ک درس گوش بده بعدم ی رب از کلاس سوال بپرسی و تهشم جوابتو درست حسابی نگیری... بعد از کلاس بری سالن مطالعه علوم پایه بشینی ب لرزش تنت غلبه کنی و چند صفحه فیزیک سه بخونی بعدم صداهای بیرون کلافت کنه و واسه ا...

    ادامه مطلب
  • واقعا

  • نیلوبلاگ

    چی میخاستم بگم یادم رفت اصن واستا... آها میگم دیروز ک داشت برمیداشت یهو ی جاش زیادی درد گرفت، حس کردم اضافه برداشته بعد ک تموم شد نگاه کردم دیدم بله، ریده! ی ابرومو بیشتر خالی کرده و گویا خودشم فهمیده ک ریده همون موقع ک دردم گرفت باید بش میگفتم ریدی خانوم! در مواقع اشکار تر تو زندگی حواسمون هستا، یکی ی کاری میکنه ک دردمونم میگیره ولی سکوت میکنیم، در حالی ک باید ی چاگی رو سر و گردنش پیاده کنیم! نه ک بعد ببینیم ریده! البته ابرو ک دو هفته دیگ درمیاد اما بقیه ریدن های بقیه معلوم نیس چقد طول بکشه تا ...

    ادامه مطلب
  • والاع

  • نیلوبلاگ

    هی پاییز با توام هروقت بارونت جای اینکه عین تیربار باشه ، عین بارون بهار نرم و لطیف بود بعد بیا پای میز مذاکره ادم خوبه اهل رویش باشه، کچلی ک هنر نیس! بخدا :))...

    ادامه مطلب
  • لوازم التحریری

  • نیلوبلاگ

    رفتم لوازم التحریری عاقاهه یهو نگام کرد ی جوری منم هول شدم xa0گفتم سلام !!! :)) هنگ کرد یارو! بعدشم ب فروشندهه گفدم اقا ی دفتر 40 برگ هی اورد هی گفتم ن ی مدل دیگ فانتزیاش مدلاش تموم شد سیمی اورد گفتم ن ی رنگ دیگ! حدود سی تا دفتر اورد تهش گفتم 50 برگ بدین! حرصش گرفت فک کنم :)) خب ب من چ !...

    ادامه مطلب
  • شایدم من بدم واقعا

  • نیلوبلاگ

    نمیدونم شایدم اینکه رفت دلیلش این بود ک من حرف حالیم نمیشد همش وقتی میخاست حرف بزنه من اینقد اما و اگر میاوردم ک پشیمون میشد نمیتونستم ارومش کنم مث همین مهدی ک اینجوری شد مشکل از منه الان مطمعنم دیگ من شنونده خوبی نیستم نمیتونم حال کسیو خوب کنم...

    ادامه مطلب
  • انتخاب واحد 2

  • نیلوبلاگ

    تا الان فقط فهمیدم ک جامد2 با بنیادی تداخل داره سه شنبه هاش... از طرفی گرایشی دیگ ای هم اراعه نشده ابر رسانایی و قطعات نیمه رسانا... من دوس داشتم ابر رسانا بردارم ک همنیاز میشد با جامد دو اما میخام ریسک کنم با وجو اینکه 6 واحد دیگ گرایشی میخام اما باز دلم عجیب غریب گیر کرده رو اون ذرات بنیادی..xa0 فقط میتونم امیدوار باشم که این چند روز خدایا یه حرکت بزنی اینا گرایشی های دیگ اراعه بدن نمیدونم مث لایه نازکxa0 یا هر چیزی ک باعث بشه من این ذراتی ک این همه مدته منتظرشم بردارم و درگیر سیر و سلوکم شم خ...

    ادامه مطلب
  • وای

  • نیلوبلاگ

    خدایا به چی قسمت بدم؟ دلم آشوبه خدایا تو رو خدا ی کاری کن :(((...

    ادامه مطلب
  • انتخاب واحد

  • نیلوبلاگ

    به این میگن تو حال زندگی کردن اینکه بنده الان دارم بندری میرم آآآآ ذرات بنیادی مقدماتی اراعه شده، و هسته ای1 و ز تخصصی با ی استاد دیگ خدایا ناموسا میشه همش ب من برسه؟ آخ ک اگ همش ب من برسه سیر و سلوکی کنم این ترم ژان ژااااان گیلیلیلیلیلیلی...

    ادامه مطلب
  • خواب چرند

  • نیلوبلاگ

    خواب مزخرفی بود، پستش کرده بودم اما الان ک تو حالت عادی ام میبینم اهمیتیم نداره ک هیچ ی قسمتاییشم چرت و پرت محض بود... برام مهم نیس هیچی برام مهم نیست هیییییچی برام مهم نییییست :) هر گهی میخوان بخورن... خواب بود اونم بعد سحر... هه...

    ادامه مطلب
  • والا

  • نیلوبلاگ

    کسی حکم نکرده ک همیشه خوب و مهربون باشم آدما همیشه لیاقتشو ندارن ترجیح میدم بد باشم اصن نبینم...

    ادامه مطلب