
ثبت شود ک امشب قفسه سینه اش گیر بود و ب سختی نفس میکشید...
ادامه مطلب
فک کردم دلتنگمی ک پیام دادی تو پی وی پرسیدی کی وقت خالی داری فک کردم میخای ز بزنی حالمو بپرسی نگو کارم داشتی یادم افتادی! تا این حد ازت توقع نداشتم. توقع اینم نداشتم ک بگی خیلی آسونه ولی خیلیاشو یادم رفته...
ادامه مطلب
فک کن ی نفرو آویزون کنی و تا میخوره بش چاقو بزنی اما نمیره فقط خونی شه کبود شه نمیره...
ادامه مطلب
چون اون درک میکنه اونم همینو میخاد تهشم ترامپ میشه رئیس جمهور امریکا و رز آبی میمیره...xa0...
ادامه مطلب
همینجا بود نفس میکشید گرفتمش بغلم تکون خورد اشک ریخت یخ بودم داری شکنجه م میکنی لعنتی...
ادامه مطلب
بذار فقط خدا بدونه......
ادامه مطلب
ی روز چشمامو وا کردم نبودی دیدم سیل اومده «دنیامو» برده تو رویای ی دریا تو سرت بود «دلم دریا شد و {رفتی} [ندیدی]»...
ادامه مطلب
خدایا دستشو بگیر ولش نکن کمکش کن برگرده معجزه کن هر کاری خیانت کرد اما ی زمانی ... میرم بخابم از وقتی رفتم بیمارستان ی گوله شده تو گلوم اما باز قورتش میدم میخابم......
ادامه مطلب
ظهر قرار بود ذرات دو و نیم بیاد سر کلاس تا چهارونیم اما سه و هفت دقیقه اومد. سی و هفت دقیقه منتظرش بودیم. اومد گفت فلان کار پیش اومده بود. بچه هام میگفتن اره بیاد نمیمونیم بیشتر و اینا. اومد و گفت و گفت ساعت حدود ی رب ب پنج بود. همه حناق گرفته بودن همه اونایی ک چسی میومدن. اما من بخاطر کلاس اون نرفته بودم دوش بگیرم بخاطر اون نیمساعت معطل شده بودم اوندفعه م همینکارو کرد. میخاستم بگم چ اهمیتی داشت یا مینداختم بیرون یا میگفت برو حذف کن. گفدم بش. گفت وای عذر میخامو و این حرفا. تهشم پاشدیم با ریحان ر...
ادامه مطلب
و تهش اینکه فردا هشت صب و لیزری ک ازش لذت نمیبرم و ... سه شنبه ای ک .. بیخیال...
ادامه مطلب
فهیمه داره گریه میکنه فقط میپرسم خوبی؟ نمیخام هیچی بپرسم نمیخام چیزی بگم میخام بخابم میخام قورت بدم بخابم...
ادامه مطلب
دوس دخدرش منو میبینه تو دانشکده، دقیقا مسیرشو عوض میکنه میاد تو میدان دید من قدم میزنه وایمیسته حاجی وات د فاز واقعا؟!!...
ادامه مطلب
میخونم : تا تو رو برگردونمxa0 و میخندم! ب خودم ب اون ب چرتی این جمله ب ماشینی ک اونجوری وسط خیابون بوق زد ک عین ادم رد شم!...
ادامه مطلب
هیسسسسس...
ادامه مطلب
قرار شد من مواظب سام باشم تا خاله محمدرضا رو ببره دکتر تنها بودن با ی پسر بچه نه ماهه عجیبه و پراسترس تا ده و نیم خابید... کلی لوس بازی کرد ولی یهو رفت تو آشپزخونه و اتاق دید مامانش نیس شروع کرد ب گریه نمیدونی با چ زحمتی الان آرومش کردم... اونم با شنیدن صدای مامانش آروم شد + مامان بودن حس عجیبیه نابه سخته... xa0...
ادامه مطلب
نمیدونم این قدرته یا بدبختی که وسط قهقهه هات ی چی یادت بیاد ک بغض کنی ولی جمعش کنی و کسی نفهمه نمیدونم الان کوله بار قدرتم یا بدبختی! اینکه روزی هزار بار بغض کنی نمیدونم ولی ب طرز وحشتناکی این مهلای بی حوصله لت و پارو دوس دارم :)...
ادامه مطلب
حساسیت مزخرف گه توت! + آنتی هیستامینم تموم شده دوروزه کلافه م :(...
ادامه مطلب
خدا جونی بغلم کن خوب نیستم... :((( برام خورشت فاصولیه درست کرد داستیم کفشهایم کو نگاه میکردیم یهو ماه و ماهی حجت پخش شد... دوباره با زور غذا بغضمو قورت دادم قلبم اینقد بد تیر کشید ک سونم رفت عقب خدایا میبینی چی ب سرم اومده؟ بغلم کن......
ادامه مطلب
جزء بزرگترین ک×شر هایی ک پسرا میگن: من اگ میخاستم با کسی باشم تا حالا با خیلیا بودم :/ + گه میخورن باو...
ادامه مطلب
دغدغه های ک×شر ! تو 21,22 سالگی زشت نیس کل فکرتون حول دادار دودور و رل و ول و درد و کوفته؟ گه تو این تجربه کسب کردناتون ب ولله...
ادامه مطلب