
رفته تو آشپزخونه وایستاده سیب هارو کوچولو کوچولو میکنه میچینه دور بشقاب میرم پیشش، چند تا رنگی پوست میگیرم حرف میزنیم تا نارنگیارو جدا کنه بریزه وسط سیب ها خیار هارو پوست میکنم و وسط همه حرفاش ذوق میکنم ک فک میکردم اون براش مهمتر از منه اما میبینم نه نبود و ته دلم ب اون نیشخند میزنم :)...
ادامه مطلب
ب من میگه تی تاب خودشم چایی ه منه، داغ دبش حال خوب کن مسکن و اعتیاد اور چی زوجی :))) آی آی دوباره بوی خُل بازیامون میاد تو باش من با آب سیبم مست میشم :)) هعییی تو باش، آیین زندگانی ک سهله، من میام هسته ای میپیچونم (ب کسی نگو ک مدرن و فیزیک دو و الکترو هم پیچوندیم :)) )...
ادامه مطلب
ای جانم جای من امضا کرده اثر انگشت زده آخ چقد خوبه ک دارمت ... خدایا شکرت......
ادامه مطلب