
همینجا بود نفس میکشید گرفتمش بغلم تکون خورد اشک ریخت یخ بودم داری شکنجه م میکنی لعنتی...
ادامه مطلب
دلقک ملیجک لکنت زبونم داره البته چون تو کامل گفتن کلمات تنبله و گاهی وقتام فکرش جلو تر از حرفاشه اسکولم هست اما بوقتش لامصب سگ میشه بی اعصاب...
ادامه مطلب
تو شهر تو خیابونا اون تایم، قدم زدیم و زدیم و تو اون تاریکی وسط این قفس ی عالمه ماشین رد میشد هراز گاهی ی نگاه ب پلاک یا مدلشون میکردم مث عادت قدیما اما بعد یهو ی لبخند میاد رو لبم آرومم از همون لحظه ک پامو میذارم بیرون و میگم لا حول ولا قوت الا بالله العلی العظیم همین یعنی هر چی پیش بیاد تو هستی خدا جونم... اینکه کجای این شهره چیکار میکنه فکرم نیس مث قبل دغدغه ندارم، فقط تو سرم ی حرفه ی فکره خدا جونم اینکه هستی اینکه قوی ام اینکه هوامو داری اینکه مواظبمی... این ینی اختیار کل دنیا دستمه... بسته ...
ادامه مطلب
ی وقتاییم کف ارزوهامون سقف ارزوهای بقیس هعییی خدا...
ادامه مطلب