
کلا بهشون ک فک میکنم ی آشغال پسندی خاصی تو خودم حس میکنم...
ادامه مطلب
لعنتی دوباره پشت ی میز با هم چای بیسکوییت میخوریم درس میخونیم منو نترسون از اینااااا...
ادامه مطلب
همینجا بود نفس میکشید گرفتمش بغلم تکون خورد اشک ریخت یخ بودم داری شکنجه م میکنی لعنتی...
ادامه مطلب
ی روز چشمامو وا کردم نبودی دیدم سیل اومده «دنیامو» برده تو رویای ی دریا تو سرت بود «دلم دریا شد و {رفتی} [ندیدی]»...
ادامه مطلب
خدایا دستشو بگیر ولش نکن کمکش کن برگرده معجزه کن هر کاری خیانت کرد اما ی زمانی ... میرم بخابم از وقتی رفتم بیمارستان ی گوله شده تو گلوم اما باز قورتش میدم میخابم......
ادامه مطلب
دختره با شوهرش عهد کرده ک جفتشون تلگرام نداشته باشن، بعد رفته ی سیم خریده ی اکانت ساخته وقتی میره پیش شوهرش آنینستال میکنه بعد ب این فک میکنم ک چرا با خودش فک نمیکنه شوهرشم میتونه همچین غلطی بکنه بعد اون بخودم میگم مهلا جان ملت زن و شوهرن اینجورین، حالا تو هی اون افکار ک+شر رو ادامه بده ک چرا فلانی فلان کرد! بعد میگم چ ربطی داره هر کسی بجاش. بعد میگم خب اون جاش همین بود. بعد لبخند میزنم و ب عالم و آدم دهن کجی میکنم!...
ادامه مطلب
فهیمه داره گریه میکنه فقط میپرسم خوبی؟ نمیخام هیچی بپرسم نمیخام چیزی بگم میخام بخابم میخام قورت بدم بخابم...
ادامه مطلب
بی مزد بود و منت هر خدمتی ک کردم یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت...
ادامه مطلب
خیلی چیزا عوض شده... خیلی وقته با کتونیام درد و دل میکنم ... + این منه نچسب خود رای ... + خدایا هیچی برام مهم نیس تو رو دارم ی جوری بت تکیه کردم ک پشت ی دنیا بلرزه همین ک تو هستی بسمه .....
ادامه مطلب
همین ک تو هستی یعنی من پرم از ی چیزی ک ... ک... نمیتونم توصیفش کنم! تو بمان با من تنها تو بمان...
ادامه مطلب
تو اتوبوس عجیب حست کردم امروز :)...
ادامه مطلب
رفته تو آشپزخونه وایستاده سیب هارو کوچولو کوچولو میکنه میچینه دور بشقاب میرم پیشش، چند تا رنگی پوست میگیرم حرف میزنیم تا نارنگیارو جدا کنه بریزه وسط سیب ها خیار هارو پوست میکنم و وسط همه حرفاش ذوق میکنم ک فک میکردم اون براش مهمتر از منه اما میبینم نه نبود و ته دلم ب اون نیشخند میزنم :)...
ادامه مطلب
میدونی خدا جون وقتی دلمو میسوزونن وقتی ب داشته های بنظر من پوچشون بهم فخر میفروشن یاد همه وقتایی میفتم ک تو ماسه قدم بر میداشتم و هیشکی نمیدونه تویی ک تو قلبمی و تکیه گاهمی چقد برام پر از استحکام و آرامشی میدونی خدایی مهربونم، رد پامو تو سیمان جا میذارم این روزا ... و باززز حس داشتنتو وصف کردن فقط ب ابتذال کشیدنه حسمه... #در سخن نگنجد...
ادامه مطلب
خب توقع زیادیه مهلا، خودت برو!...
ادامه مطلب
چه میدونم شایدم مهلا ینی صبح ک بیدار میشی بگی خدایا؟ همچنان زنده م و ینی همچنان باید قوی باشم؟؟؟ خدایا میشه لطفا سبک تر ؟! حاضر شی وسط خنده ها با بچه ها بری دانشگاه وکلاس لیزر هشت و نیم و استاد از اپتیک بگه و تو یاد جزوه اپتیکی بیفتی ک اون برات شب تا صبح بیدار موند نوشت و ته دلت گوشتو محکم بپیچی ک درس گوش بده بعدم ی رب از کلاس سوال بپرسی و تهشم جوابتو درست حسابی نگیری... بعد از کلاس بری سالن مطالعه علوم پایه بشینی ب لرزش تنت غلبه کنی و چند صفحه فیزیک سه بخونی بعدم صداهای بیرون کلافت کنه و واسه ا...
ادامه مطلب
ولم کنین ولم کنین هیچی نمیخام هیچی خدایا من فقط واسه ادامه خودتو میخام اصن هیچی نمیخام گور باباشون ب جهنم من تو رو دارم اصن نمیخام بجنگم نمیخام تلاش کنم نمیخام فک کنم نمیخام این تلقین های لعنتیو قاطی کنم من نمیخام بدو ام ... آخه نتیجه همینجاست دستمه تو هستی بسمه دیگ... من دارمت دنبال چی برم؟؟ محکم قدم برداشتنم از توعه کجا برم وسط کثافت میدونی کجاست؟؟؟ خدایا تو رو دارم ... نه نمیخام ب هیچی فک کنم...
ادامه مطلب
سلسله ی موی دوست حلقه جام بلاست هر که در این حلقه نیست فارغ ازین ماجراست...
ادامه مطلب
ی هیجان ی حس ناب نمیدونم اما لذت بردم از صبحونه و چای داغ امروز صبح و بعدش کلاس هسته ای از حرف زدن درمورد شرودینگر و عدم قطعیت خدا جونم میشه ی جوری دلمو دوباره بند کنی، قرص کنی غرق کنی ک جز تو هیچیو نبینم لا ب لای تک تک این فرمول ها؟ فیزیک جانم، کی بجز تو میتونه فکرمو مجبور کنه ایییین همه فکر پریشونو ازم دور کنه + خدای قشنگم الهی دورت بگردم، الان ک نشستم و خازن میخونم، پرم از تو... و پرم از این حس ک تو همه نداشته هامو با وجودت پر میکنی و پرم از اینکه بهت بگم چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید خ...
ادامه مطلب
آدم بیدارحقیقت رو دید......
ادامه مطلب
ببین من الان با سند و مدرک ثابت میکنم چقد بعضیا لاشی ن ! هووووف ولی خستم... ب من چ اصن! برم بدرسم...
ادامه مطلب