
مهلا یعنی آروم..! مهلا ینی صب جمعه تا ظهر تو جات وول بخوری، یهو درد بپیچه تو قلبت، بعد دلت، بعد پاهات... سرتو فشار بدی ب بالش بگی طاقت بیار لعنتی... بیای پایین از تخت لامپارو روشن نکنی و تند تند تایپ کنی... ی گوشه بشینی بغض درحال خفه کردنت باشه تلاش کنی اشکات نریزه هنوز بقیه خابن میری دستشویی بازم مث بچه ها موقع مسواک دور دهنت پر از کف میشه و تو آینه نگاه میکنی میگی درسته دلگیره درسته جهنمه اما خودم درستش میکنم با همینایی ک هست ازش لذت هامو میسازم بری تو آشپزخونه کتری بذاری، پیاز خرد کنی بریزی ت...
ادامه مطلب
عای عم سر کلاس هسته ای رایت نو :|...
ادامه مطلب
چمدونمو باید میبستم واسه رفتن از همون روزی ک ... هیچی چمدونمو ک میبندم همش اینو میخونم حالا خوشمم نمیادا من از زمانی ک اینقد بودم { :))) } سیاوش قمیشی میگوشیدم یادمه ی بارم عید بود جلو خونه همین عزیزی ک رفته تو ماشین نشستم چون علیرضا رو پام خواب بود بعد مامان بابام ک رفتن بالا ایشون با همسرشون برا من میوه شیرینی و آجیل اوردن من داشتم عسل بانو و مگه میشه ی پرنده گوش میدادم خلاصه ک ببینم بعد این طوفان باز میتونم سیاوش گوش بدم یا نه کلا خوبه کم کم میله ها رو میشکنم...
ادامه مطلب
تو رفتنتم پر خیر بود بودنت ک جداست......
ادامه مطلب