
خودکشی؟ هه... میگفت من پرنده م، اگ دلم بخاد روی بوم تو بشینم هر جا برم برمیگردم، منو نکن تو قفس خودکشی یعنی درست وقتی خواب دیدی پرنده ت ب زور از دستت رفت و روباه خفش کرد و جنازه شو برات انداخت، بشینی رفتی علی زندوکیلی گوش بدی، و لاک بزنی... صورتی مات... مث روزایی ک شال و لاک و رژ و دستبند ست میکردی و سرشو میذاشت بین شونه و گردنت، از دلتنگیاش میگفت و سر رفتنت اشک میریخت... روز تولد منو سوزوندی... پیش عشق جدیدت... سه روز دیگ، میگن تولدته... هه ب خوشی... + دلم بدجوری هوس پریدن از ی ارتفاع خیییلی بل...
ادامه مطلب