
کلا بهشون ک فک میکنم ی آشغال پسندی خاصی تو خودم حس میکنم...
ادامه مطلب
همین دیگ، بدون عذر پذیرفتن و فرصت دادن دوباره و هر چی فقط اروم و تمیز میذارم کنار...
ادامه مطلب
لعنتی دوباره پشت ی میز با هم چای بیسکوییت میخوریم درس میخونیم منو نترسون از اینااااا...
ادامه مطلب
اینکه ادم قد دنیا غم و غصه داشته باشه دلیل نمیشه نخنده اینقد بخند ک لپات درد بگیره اشکت بیاد. غصه همیشه هست کون لقش...
ادامه مطلب
ی روز چشمامو وا کردم نبودی دیدم سیل اومده «دنیامو» برده تو رویای ی دریا تو سرت بود «دلم دریا شد و {رفتی} [ندیدی]»...
ادامه مطلب
خدایا دستشو بگیر ولش نکن کمکش کن برگرده معجزه کن هر کاری خیانت کرد اما ی زمانی ... میرم بخابم از وقتی رفتم بیمارستان ی گوله شده تو گلوم اما باز قورتش میدم میخابم......
ادامه مطلب
دختره با شوهرش عهد کرده ک جفتشون تلگرام نداشته باشن، بعد رفته ی سیم خریده ی اکانت ساخته وقتی میره پیش شوهرش آنینستال میکنه بعد ب این فک میکنم ک چرا با خودش فک نمیکنه شوهرشم میتونه همچین غلطی بکنه بعد اون بخودم میگم مهلا جان ملت زن و شوهرن اینجورین، حالا تو هی اون افکار ک+شر رو ادامه بده ک چرا فلانی فلان کرد! بعد میگم چ ربطی داره هر کسی بجاش. بعد میگم خب اون جاش همین بود. بعد لبخند میزنم و ب عالم و آدم دهن کجی میکنم!...
ادامه مطلب
ظهر قرار بود ذرات دو و نیم بیاد سر کلاس تا چهارونیم اما سه و هفت دقیقه اومد. سی و هفت دقیقه منتظرش بودیم. اومد گفت فلان کار پیش اومده بود. بچه هام میگفتن اره بیاد نمیمونیم بیشتر و اینا. اومد و گفت و گفت ساعت حدود ی رب ب پنج بود. همه حناق گرفته بودن همه اونایی ک چسی میومدن. اما من بخاطر کلاس اون نرفته بودم دوش بگیرم بخاطر اون نیمساعت معطل شده بودم اوندفعه م همینکارو کرد. میخاستم بگم چ اهمیتی داشت یا مینداختم بیرون یا میگفت برو حذف کن. گفدم بش. گفت وای عذر میخامو و این حرفا. تهشم پاشدیم با ریحان ر...
ادامه مطلب
فردا بیست و نه مهر... میشه چارماهه ک نیس... نه ک نیس چارماهه ک علنی خاست نباشه + عادی میشن این حوادث...
ادامه مطلب
بی مزد بود و منت هر خدمتی ک کردم یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت...
ادامه مطلب
روز امتحان کوانتوم! هه! ×ون لق تک تکشون فقد همین...
ادامه مطلب
همین ک تو هستی یعنی من پرم از ی چیزی ک ... ک... نمیتونم توصیفش کنم! تو بمان با من تنها تو بمان...
ادامه مطلب
تو اتوبوس عجیب حست کردم امروز :)...
ادامه مطلب
خب توقع زیادیه مهلا، خودت برو!...
ادامه مطلب
میخام فیزیک سه بخونم ترمو دینامیک اندازه کوفت تمرکز ندارم با این روزایی ک من دارم میگذرونم فک کن بعد بیرون اومدن از این وضعیت ها، لاشه من بعد این زد و خورد ها xa0چقد سگ و مزخرف و خشن باشه... عصبی و لت و پار... آروم نیستم چرا؟ چ خبره؟!...
ادامه مطلب
چه میدونم شایدم مهلا ینی صبح ک بیدار میشی بگی خدایا؟ همچنان زنده م و ینی همچنان باید قوی باشم؟؟؟ خدایا میشه لطفا سبک تر ؟! حاضر شی وسط خنده ها با بچه ها بری دانشگاه وکلاس لیزر هشت و نیم و استاد از اپتیک بگه و تو یاد جزوه اپتیکی بیفتی ک اون برات شب تا صبح بیدار موند نوشت و ته دلت گوشتو محکم بپیچی ک درس گوش بده بعدم ی رب از کلاس سوال بپرسی و تهشم جوابتو درست حسابی نگیری... بعد از کلاس بری سالن مطالعه علوم پایه بشینی ب لرزش تنت غلبه کنی و چند صفحه فیزیک سه بخونی بعدم صداهای بیرون کلافت کنه و واسه ا...
ادامه مطلب
ولم کنین ولم کنین هیچی نمیخام هیچی خدایا من فقط واسه ادامه خودتو میخام اصن هیچی نمیخام گور باباشون ب جهنم من تو رو دارم اصن نمیخام بجنگم نمیخام تلاش کنم نمیخام فک کنم نمیخام این تلقین های لعنتیو قاطی کنم من نمیخام بدو ام ... آخه نتیجه همینجاست دستمه تو هستی بسمه دیگ... من دارمت دنبال چی برم؟؟ محکم قدم برداشتنم از توعه کجا برم وسط کثافت میدونی کجاست؟؟؟ خدایا تو رو دارم ... نه نمیخام ب هیچی فک کنم...
ادامه مطلب
سلسله ی موی دوست حلقه جام بلاست هر که در این حلقه نیست فارغ ازین ماجراست...
ادامه مطلب
ی هیجان ی حس ناب نمیدونم اما لذت بردم از صبحونه و چای داغ امروز صبح و بعدش کلاس هسته ای از حرف زدن درمورد شرودینگر و عدم قطعیت خدا جونم میشه ی جوری دلمو دوباره بند کنی، قرص کنی غرق کنی ک جز تو هیچیو نبینم لا ب لای تک تک این فرمول ها؟ فیزیک جانم، کی بجز تو میتونه فکرمو مجبور کنه ایییین همه فکر پریشونو ازم دور کنه + خدای قشنگم الهی دورت بگردم، الان ک نشستم و خازن میخونم، پرم از تو... و پرم از این حس ک تو همه نداشته هامو با وجودت پر میکنی و پرم از اینکه بهت بگم چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید خ...
ادامه مطلب
آدم بیدارحقیقت رو دید......
ادامه مطلب