
لعنتی دوباره پشت ی میز با هم چای بیسکوییت میخوریم درس میخونیم منو نترسون از اینااااا...
ادامه مطلب
همینجا بود نفس میکشید گرفتمش بغلم تکون خورد اشک ریخت یخ بودم داری شکنجه م میکنی لعنتی...
ادامه مطلب
اینکه ادم قد دنیا غم و غصه داشته باشه دلیل نمیشه نخنده اینقد بخند ک لپات درد بگیره اشکت بیاد. غصه همیشه هست کون لقش...
ادامه مطلب
دختره با شوهرش عهد کرده ک جفتشون تلگرام نداشته باشن، بعد رفته ی سیم خریده ی اکانت ساخته وقتی میره پیش شوهرش آنینستال میکنه بعد ب این فک میکنم ک چرا با خودش فک نمیکنه شوهرشم میتونه همچین غلطی بکنه بعد اون بخودم میگم مهلا جان ملت زن و شوهرن اینجورین، حالا تو هی اون افکار ک+شر رو ادامه بده ک چرا فلانی فلان کرد! بعد میگم چ ربطی داره هر کسی بجاش. بعد میگم خب اون جاش همین بود. بعد لبخند میزنم و ب عالم و آدم دهن کجی میکنم!...
ادامه مطلب
بیا مرهم زخمام شو کی بجز تو میدونه؟! کی بجز تو میتونه؟؟؟ تو ک بامنی همیشه چ تری چ لن ترانی...
ادامه مطلب
سلسله ی موی دوست حلقه جام بلاست هر که در این حلقه نیست فارغ ازین ماجراست...
ادامه مطلب
نمیتونم قورتش بدم نه میاد ن میره داره خفم میکنه کل سمت چپ تنم درد میکنه لعنتی...
ادامه مطلب
خستم از خیابون و پیاده روهاش ازت ک خاسته بودم مراقبم باش + خدایا دارم اب میشم... نمیتونم تو رو قرآن ی کاری کن خدایا تو رو قرآن ی کاری کن اینهمه کوف حرف زد اینهمه خودم با خودم حرف زدم اینهمه ریحان قاصدک... خدایا چیکار دارم میکنم تو رو قرآن ... من دارم میمیرم اینجا من دارم روانی میشم اینجا خدایا تورو عزتت ی کاری کن خدایا تو رو خداااا...
ادامه مطلب
دقیقن تا کی قراره اینجا بشینم و پست بذارم؟!...
ادامه مطلب
تو شهر تو خیابونا اون تایم، قدم زدیم و زدیم و تو اون تاریکی وسط این قفس ی عالمه ماشین رد میشد هراز گاهی ی نگاه ب پلاک یا مدلشون میکردم مث عادت قدیما اما بعد یهو ی لبخند میاد رو لبم آرومم از همون لحظه ک پامو میذارم بیرون و میگم لا حول ولا قوت الا بالله العلی العظیم همین یعنی هر چی پیش بیاد تو هستی خدا جونم... اینکه کجای این شهره چیکار میکنه فکرم نیس مث قبل دغدغه ندارم، فقط تو سرم ی حرفه ی فکره خدا جونم اینکه هستی اینکه قوی ام اینکه هوامو داری اینکه مواظبمی... این ینی اختیار کل دنیا دستمه... بسته ...
ادامه مطلب
احتمالا الان میرم بالا داد میزنم ک بیاد در کمدو باز کنه :| اعصابم داغونه دااااغون...
ادامه مطلب
ای بابا معده م چرا میسوزه! چه وضعشه ؟؟؟ چرا اینجوری شدم الان؟!!...
ادامه مطلب
من و مامان و بابا : من : واااای اون پسره چه خوبه بابا: کدوم؟ من: اون دیگ بابا: لبخند مامان: کوفت من(چند دقیقه بعد ک میبینمش) : واااااای عاقامون مامان: کییی؟ کوش؟ من: همون پسره دیگ بابا با صدای بلند میخنده :))) + من اصلنم خل و چل و ملیجک نیستم...
ادامه مطلب
چمدونمو باید میبستم واسه رفتن از همون روزی ک ... هیچی چمدونمو ک میبندم همش اینو میخونم حالا خوشمم نمیادا من از زمانی ک اینقد بودم { :))) } سیاوش قمیشی میگوشیدم یادمه ی بارم عید بود جلو خونه همین عزیزی ک رفته تو ماشین نشستم چون علیرضا رو پام خواب بود بعد مامان بابام ک رفتن بالا ایشون با همسرشون برا من میوه شیرینی و آجیل اوردن من داشتم عسل بانو و مگه میشه ی پرنده گوش میدادم خلاصه ک ببینم بعد این طوفان باز میتونم سیاوش گوش بدم یا نه کلا خوبه کم کم میله ها رو میشکنم...
ادامه مطلب
زین همرهان همرازِ من تنها تویی تنها بیا ......
ادامه مطلب
عاشقونه مینویسه براش نمیدونم جنس نوشته هاش مث منه یا نه اصن هیچی نمیخام بدونم هیچی بیخیال...
ادامه مطلب
ی وقتاییم کف ارزوهامون سقف ارزوهای بقیس هعییی خدا...
ادامه مطلب
چن روز پیش بود لپتاپم هی اِرور ک باتریت داره خراب میشه اصن چس کرده بود درصد اینا نشون نمیداد منم تحویل نمیگرفتم xa0ینی هی پشت گوش مینداختم ی روز همینجوری برش گردوندم نگاش کنم دیدم عاقا دکمه پشتشو از دفع قبل ک باتریو برداشتم جا ننداختم این هی لق میزده اِرور میداده حکایت ی سری ادماس، هی توجه نمیکنیم و تو رابطه باهاشون هی درگیریم اما پشت گوش میندازیم ب امید اینکه درست شه خب ی بار مغزتو کار بنداز، اون ادمه جاش اونجا نیس اصن ک هیچ، باید اندازه پی تغییر فاز بده مث دکمه کشویی باتری لپتاپم ک جاش دقیقن ط...
ادامه مطلب
راستش بنظرم اینکه یه کنار وایستم و تماشا کنم و ته دلم بگم نه من نمیتونستم انجامش بدم دریغ از اینکه براش تلاش کرده باشم مزخرف ترین کار دنیاست حدقل میتونم قصد کنم انجامش بدم و توکل کنم بخدا پامو بذارم تو راه و تلاشمو بکنم... میدونی تهش یا میشه یا نمیشه اما خیالم راحته ک من تلاشمو کردم و اون گوشه سست و بی حرکت واینستادم و نمیگم کاش حالا یه حرکتی میزنم خدایا خودت میدونی ک چقد برام مهمه ک این اتفاق بیفته خیلی عمیق و از ته دل ازت میخام کمکم کنی تا بتونم ب بهترین شکل انجامش بدم من میخام انجامش بدم، خدا...
ادامه مطلب
ساعت پنج صبح بیدار شدم قلبم درد گرفت ! ی دلیل دیگ برا عزدواج نکردن پیدا کردم نگران پسره نیستم ک دم جوونیش بی زن بشه چون ب چپشم نیس میره یکی دیگ میگیره نگران بچمم ک از بچگی بی مادر بشه :) ناموسا :(((xa0...
ادامه مطلب