___ گودزیلای سر لوکوموتیوی ___

متن مرتبط با «با عشقت جون میگیرم» در سایت ___ گودزیلای سر لوکوموتیوی ___ نوشته شده است

قهر نمیکنم باهات

  • نیلوبلاگ

    دیشب ی دل سیر گریه کردم و غر زدم تهشم گفتم اره اصن اینهمه مخلوق داری چ دلیلی داره بخای ب من اهمیت بدی! بعدم عین ی بچه لوس احمق پشتمو کردم بش و خابیدم! صب پاشدم فقط میدونم آرومم. همه چیو میدونم اما فعلا ک آرومم... + ایمانمون تلقین نباشه...

    ادامه مطلب
  • توقع نداشته باش

  • نیلوبلاگ

    بی مزد بود و منت هر خدمتی ک کردم یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت...

    ادامه مطلب
  • باز بدم اومد

  • نیلوبلاگ

    + تا حالا شده دلت واسه یه نفر خیلی تنگ بشه ولی یاد کاراش بیفتی بدت بیاد؟ - هوووم # دلم واسش تنگ شد امروز واسه ابرو بالا دادناش واسه مهلایی گفتناش واسه مواظبت کردناش یاد کاراش افتادم بغض کردم ، ازش بدم اومد برا هزارمین بار ازش بدم اومد...

    ادامه مطلب
  • پیکسل ست با فرفر

  • نیلوبلاگ

    از دیده مرو ک می رود نور...

    ادامه مطلب
  • ی صبح دیگ، قوی باش

  • نیلوبلاگ

    از وقتی اومدم اینجا صبح ها ک بیدار میشم انگار ی اب یخ ریختن روم با خودم میگم ی روز دیگ و بازم قوی بودن!...

    ادامه مطلب
  • چشاتو باز کن

  • نیلوبلاگ

    آدم بیدارحقیقت رو دید......

    ادامه مطلب
  • بابا، شیپوری :)))

  • نیلوبلاگ

    اینقد دلم دیشب برا بابا تنگ شد و امروز پشت تلفن اینقد باهام شوخی کرد مگه داریم بهتر از این صبح خدایا شکرت + خدایا از عمر من کم کن ب عمر مامان بابام اضافه کن...

    ادامه مطلب
  • خدا جونی

  • نیلوبلاگ

    لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الضالمین...

    ادامه مطلب
  • باعش

  • نیلوبلاگ

    دوس پسرش بش گفت قبل ساعت هفت برگرد خابگاه حق نداری بیرون باشی [البته دوس پسرِ تریپ عزدواجی] حس میکنم اینم گفده چشم عاقامون ببخشید :| والا من بابامم بم اینجوری نمیگه ولی اگ ی روز یکی سرش خورد ب دیوار و خاست منو بگیره و قبل گرفتن و هیچی ب هیچی گفت بیرون نباش خیلی مهربون زل میزنم تو چشاش، عینکمو میذارم پایین از بالاش نگاش میکنم ی ابرومو میدم بالا، بعد عینکو برمیگردونم سر جاش بش میگم عزیزم! ببین منو، باعشه ✋ والا :|...

    ادامه مطلب
  • باوش

  • نیلوبلاگ

    خب باشه دیگ باشهxa0...

    ادامه مطلب
  • جون جونم

  • نیلوبلاگ

    خدا جونی اینکه اینقد نترس و کله شق و بیخیال شدم همش بخاطر اینه ک « بسته ام در خم گیسوی تو امید دراز » خیلی شدید مطمعنم هوامو داری :)...

    ادامه مطلب
  • اون پسره لباس سورمه ایه

  • نیلوبلاگ

    من و مامان و بابا : من : واااای اون پسره چه خوبه بابا: کدوم؟ من: اون دیگ بابا: لبخند مامان: کوفت من(چند دقیقه بعد ک میبینمش) : واااااای عاقامون مامان: کییی؟ کوش؟ من: همون پسره دیگ بابا با صدای بلند میخنده :))) + من اصلنم خل و چل و ملیجک نیستم...

    ادامه مطلب
  • مبارک

  • نیلوبلاگ

    سر رفتنت زمین و زمانو ب هم دوختی حاجی حالام ک رفتی کل شهرو بهم ریختی...

    ادامه مطلب
  • کیه ک از تو ناراضی باشه؟ کیه ک تورو بدون خنده دیده باشه؟

  • نیلوبلاگ

    ببین تو هی عهد بستی با دوستت تهشم گفتی هر کی اون یکیو یادش بره پسته تو اینقد خوبی ک من اینجوری نمیگم ولی باور کن باور کن این چیزایی این حس و این ادمایی ک من امروز دیدم منو هیچوقت اون ادم سابق نمیکنه و این باعث میشه تو تا ابد تو انتخاب من دخیل باشی یادت باشه بخاطر توعه یادت باشه توام توش سهیمی لطفا منو یادت نره ببین چقد اونشب هی میوه و چای برات اوردم ک بیشتر بمونی... ببین چقد تو خاطرات من پررنگی نمیدونی چه حالیم این روزا نمیدونی... ولی تو دخیلی... منو یادت نره لبخند دوست داشتنی... منو یادت نره صا...

    ادامه مطلب
  • اشتباه افریدی؟!

  • نیلوبلاگ

    اه لامصبه بیخود دو ساعته هی میخام اتاقمو جم کنم هی ی نگاه میکنم ب لباسا و کتابا و ظرفا میرم تو افق خیره میشم ناموسا از کجاش شروع کنم الان؟! :| ملت میرن یکیو بک.نن نمیدونن از کجاش شروع کنن بس ک دم و دستگاه داره، منم نمیدونم اتاقمو از کجا شروع کنم بس ک دم و دستگاه داره :)))) خدایا اون موقع ک منو افریدی فک کنم حواست پرت شده ناموسا اصن درصد خوشکلیو عاوردی پایین(خو نیستم ک چی؛)) ) بعد ی حجم زیاد گشادی و شلختگیو جاگذاشتی تو وجودم ناموسا تا چهار جمع شه میخام فوتبال ببینم خدایا شایدم اشتباهی دخدر افریدی...

    ادامه مطلب